سخن بزرگ مردترین کرد جهان
"هر کس نغمه و آوازی مخصوص به خود را داراست، ما نیز آواز و نغمه خویش را. هر کس آهنگ و طرز سرائیدنی دارد. او خود را به چنین آهنگی میسپارد و با آن به پرواز درمی آید. آواز ما نیز چنین است. رفته رفته به آوازی مستمر تبدیل میگردد و ژرفا میگیرد؛ گوش فرا میدهد و میشنواند و اینگونه تداوم یافته و میرود. نغمه زندگی که به اندازه تراژیک بودنش، مضحک است، در حد تلخ بودنش ذوق برانگیز است و به همان اندازه که هلاک میسازد، زندگی بخش میباشد."
چیزی که مرا متاثر میسازد، تنگناهایی نیست که در جنگ با آن مواجه می شویم، بلکه بدبختی و بیچارگی شماست. برای دهها یا صدها تلفاتی که بدون انجام هیچ کاری متحمل می شوید،تاسف می خورم. برای آن متاسفم که در اوج نقطهای که شما ادعای "خود زیستن" را دارید، زندگی نمی کنید. میخواهم که به این پایان دهم، ... زیرا الههها چنین گفتهاند.
هر کجا که جزئی از حقیقت وجود داشته باشد من نیز در آنجا خواهم بود.آن،
چیزی است که حتی اگر چون "دیوژن" چراغ در دست به دنبالش
بگردید،نخواهید یافت.
من از گسترش سخنان عاطفی و اخلاقی نمی پرهیزم، زیرا تنها با علم سیاسی و نظامیگری نمی توان آن را بیان داشت. آیا سطح سقوط این انسانها تا این حد است؟