شعر ومتن کردی و فارسی

...Xatirê te   

Ji bo evîna me ez vê helbesta dawî dinivîsim
Ez dixwazim bi vê helbestê te bîr bikim

Dibêjin ku tu dibî rêwî
Bê gûman ez ê jî bibim sêwî

Dixwazim çend hêsrên çavan birjînim
Mixabin nikarim bigrîm

Li min wisa nenêre
Mesekine here
Êdî ne ji min hezbike ne jî min bifikire

Tu dizanî…

Wateye evînê te bi min da fêm kirin
Bi gotinekî te reng da jiyana min

Niha jî tu diçî
Lê bizanibe! Ez dibim nîvkuştî

Tu dizanî…

Dilê min ji min xeyidiye
Ji bo te deriyê xwe vekiriye
Xuya dike ku bi hêvî ye

Ez newêrim ji re rastiye bêjim
Ji ber ku ez dilê xwe nasdikim

Bila fêm neke ku êdî tu jê hez nakî
Ji xwe bê hebûna te xwîn vedirşe

Naxwazim dilê min bibihîse
Ji ber ku ji wendabûna te pirr ditirse

Bizanibe ku...

Min ji te hezkir
Ez ji te hez dikim
Ez ê ji te hezbikim

Xatirê te...
 

:: :: نويسنده : hevydar

       !.. . .Mêro şeytanqûnî bûye hayhoo


De werin li vê ecêbê û li vê kerametê binerin law, dibêjin li Malezyayê jinek 18 salî mêrê xwe daye mehkemê û doza berdanê lê kiriye. Çima hûn zanin? Ji ber ku mêrê wê zêde seksê pêre dike û dixwaze her şevê 10 lotikan lêxe.

Li gora çapemenîya Malezyayê dibêje, dibêjin mêrik şeva pêşî tam 17 carî jina xwe gevizandiye û ew nermijandiye. 17 carî law, erreeeeekkkkk!

Piştî vê tofanê jinikê gotiye:“Hewar û 101 carî hewarêêê! Mêrê min şeytanqûnî bûye bavo, ma zilamên normal karin her şev 10-17 carî seksê bikin û jina xwe jihevde bixin qirikê, waweylê!“ û serî li dadgehê xistiye.

Di vê derbarê de Alîkarê Serokê Komela Hiqûqnasên Şerîeta Malezyayê Mûsa Awang gotiye:“Jina min ji min berdayî be rast e. Qûneko şeva pêşî tam 17 carî bazdaye ser jina xwe û tirr jê berdaye. Ma law ez ev qirasê zilaman nikarim şevê 2 caran lotikan bavêjim, ev kurê kerê çawa kare 17 caran keleşkofa xwe bireşîne babam“ û maye ecêbmayî.

Jinika reben bawer dike ku şeytan ketiye ruhê mêrê wê û ji ber vê jî mêrê wê bûye wek hespê fahl û dike hîre hîr.

Piştî vê sosret û pelûla germ, îcar serokê dînî Datûk Ebû Hasan jî bi sê telaqan sûnd xwariye û gotiye:“ Bi her sê telaqên bê fitû, rastîyek di mesela şeytên de heye. Heger şeytan neketibe qûna mêrik, ne mimkin e ku zilamek karibe şevê 17 carî seksê bi jina xwe re bike ellawekîl. Hebe nebe şeytanqûnî bûye û şeytan li wî radike“ filan û fîstan.

Werhasilî kelam, mêro her şev doza 10 lotikan li jina xwe dike cîgerlerim. Gelo hûn doza çendan dikin babam? Na heger hûn jî dixwazin wek mêrkê Malezyayî şeytanqûnî bibin û bibin wek gayê nav garanê, telefonekê jê re vekin û wî biezimînin xwarinê.

Haaaaa, telefon û emaîla sayin şeytan li cem Lotikxanê heye ha. Lê em belaş nadin birê
min. Perê xwe bidin û telefona şeytankê xwe bistînin û hûn sax  


:: :: نويسنده : hevydar

حلول ماه مبارک رمضان

ramazan

remezan le hemo moslêmanê jîhanê pêîroz    


:: :: نويسنده : hevydar

شعر بابا طاهر به زبان کوردی


:: :: نويسنده : hevydar

اصالت زبان و خط کردی از دیدگاه بزرگان دنیا

به ادامه مطلب.............بروید............................

مسئله يافتن ريشه قطعي زبانهاي عالم و ازآن جمله زبان كردي از دير باز تاامروز مورد اختلاف عقيده پژوهشگران بوده است ومي باشد درحاليكه اصولا تلاش براي رسيدن به ‌آبشخور وتبار زبانهاي بشر در اين روز گار نه تنها نتيجه بخش نخواهد بود، بلكه تباه كردن وقت است واساس كل اين معما بر روند حركت طبيعي و قهري زبان هيچگونه تاثيري مثبت ندارد ودرحال حاضر انچه ازنظر علم زبان شناسي مورد انتظار وحائز اهميت است ،بررسي چگونگي وضع موجود  زبانهاي عالم است . بنابراين درمورد زبان كردي نيز صرفنظر از پيشينه دور ودراز وتاريخچه كهن آن، به واقعيت انكار ناپذير وعيني وملموس اين زبان درروزگار فعلي بايد توجه نمود كه امروزه زبان كردي باانشعابهاي متنوع آن بالغ بر چهل ميليون نفر در نقاط مختلف عالم گويشور دارد وبعنوان يكي از زبانهاي فعال وزنده دنيا،درمجامع وسازمانهاي جهاني شناخته شده و نام آن ثبت گرديده است.

زبانهاي كردي وفارسي ازيك ريشه موسوم به هند واروپايي ميباشند كه وحدت در ريشه دليلي بر لهجه بودن يكي از آنها نيست و حتي اگر بتوان يكي ازآنها را لهجه ديگري ناميد دليل ندارد كه كردي لهجه فارسي باشد وچه بسا اين رابطه ميتواند بالعكس باشد. (استرابون) مورخ باستاني ميگويد: « مادها وپارسها زبان يكديگر رامي فهميدند» ازاين گفته نتايج زير را ميتوان استخراج كرد.

 




ادامه مطلب ...
:: :: نويسنده : hevydar

نصرالدوله نخستین سلطان کورد

تاج

 

این خانواده نام"والد ابی علی حسن" با برادران را با خود داشتند، ولی بعضی مواقع فرمانروایی خود را به"دوستکی" ذکر می نمودند.

ابو علی حسن چند بار حمدانیان را شکست داد و ابو عبدالله حمدانی را نیز به اسارت گرفت(همان شخصی که بر داییش"باد کوردی"چیره شده بود).

 

به ادامه مطلب ......................بروید......................




ادامه مطلب ...
:: :: نويسنده : hevydar

کوردهای ایزدی در ارمنستان

کورد ارمنی

از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ارمنستان سیمای متفاوتی به خود گرفته است. برای مثال کردهای ازدی(Ezdi) در سراسر شهرها و روستاهای این کشور پراکنده شده و  با مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مختلفی روبرو بوده اند و هم اکنون نیز بحران هویت فزاینده ای را از سر می گذرانند که  20سال پیش، زمانی که این کشور برای اولین بار از سلطه ی اتحادجماهیرشوروی رهایی یافت، آغاز شد.این مساله موضوع مطالعات آکادمیک و انسان شناسانه ی عمده ای در اروپا بوده است، اما کردها خود با این مساله چندان درگیر نشده اند.
آخرین موج مهاجرت ازدی ها به ارمنستان در دهه ی 1930 روی داد و اولین موج مهاجرت نیز در زمان قتل عام ارمنی ها توسط امپراطوری عثمانی رخ داده بود. لذا ارمنستان به پناهگاه مهمی برای کردهای ایزدی تحت سلطه ی عثمانی بدل شده بود.
 ازدی ها در دوران معاصر، مشارکت چشمگیری در فرهنگ کرد، خصوصا در حوزه ی موسیقی و ادبیات داشته اند. فی المثل در کشور ارمنستان بود که اولین فیلم کردی به نام زارِ ،.......... 

به ادامه مطلب .............بروید......................




ادامه مطلب ...
:: :: نويسنده : hevydar

ساعت جنايت

 

  
در خليج يك كشتيبان را زدند
 
چهار نفر
لنگر انداخته بودند
دست هاي اش بسته بود مي گريست

 چهار چاقو كشيدند  

جهار نفر زدند

 ماه آبي در آسمان ويران شد

سه ملوان
آن ديگري سر آشپز
جعفر ديوانه، اسماعيل و تايفور شاشي
رفيق پانزده ساله ي مقتول
چهار چاقو كشيدند
جهار نفر زدند
يك قايقچي كور جنايت را ديد
من ديدم، گوش هايم ديد
كشتي خشمگين مثل حيوان هار فرياد  
مي زد
هيچ كدامتان آنجا نبوديد
لنگر انداخته بود
دست هاي اش بسته بود مي گريست
اشك هايش را شماردم سيزده قطره
شماردم و دشنام دادم
شفق مثل نبض مي زد
سرخوش بودم در "كاسيم پاشا"
هيچ كدامتان آنجا نبوديد
در خليج يك كشتيبان را زدند
چهار نفر
پليس در جستجوي قاتل ها بود
جعفر ديوانه، اسماعيل و تايفور شاشي
جنايت را گردن گرفتند
سرخوش بودم در كاسيم پاشا
كشتيبان را آنها كشتند
من نكشتم
يك قايقچي كور جنايت را ديد
اگر من مي كشتم

 

خودم را مي كشتم .

:: :: نويسنده : hevydar
احمد كايا اسطوره موسیقی
 
احمد كايا خواننده ی شهير تركيه در سال ۱۹۵۷ در شهر مالاتيای تركيه به دنيا آمد . زمانی كه نوجوانی بيش نبود به خاطر شرايط دشوار زندگی پدر ، به همراه خانواده به شهر استانبول نقل مكان كردند . پدر او كه قبلا در يك كارخانه نساجی كار ميكرد در استانبول در نمايشگاهی به پادوئی مشغول شد . خود در وصف اين وضعيت ميگفت""هر روز كه از مدرسه به سوی خانه مي رفتم پدر را ميديدم كه مشغول شستشوی اتومبيل است و همه گاه پيش خود ميگفتم هنگامی كه بزرگ شدم برای پدر نمايشگاهی خواهم خريد تا ارباب خود باشد . "" اما اين رويائی بيش نبود چرا كه اندكی بعد پدر با مرگ خود ، خانواده را تنها گذاشت . او كه كوچكترين عضو خانواده بود در شرايط بسيار دشوار و سخت گذران زندگی ميكرد . خود ميگفت ""روزهائی بود حتی قادر به تهيه بليط برای استفاده از اتوبوس شهری نبودم ."" دوران جوانی كايا برابر شد با كودتای ﴿ كنان اورن ﴾ و خفقان شديدی كه بر فضای سياسی جامعه تركيه تحميل گرديد . او كه به شدت مخالف وضع موجود بود در سال ۱۹۸۵ به كمك دوستان خود آلبومی از ترانه هايش را منتشر كرد كه به گفته اش هيچ اميدی به استقبال آن از طرف مردم نداشت و تنها در پی آن بود كه بوسيله ی ترانه هايش اعتراض خود را را به شرايط حاكم اعلام دارد . چند روز پس از عرضه آلبوم ماموران قضايی تركيه كاست او را به دليل وجود چند ترانه ی سياسی جمع آوری نمودند . پس از اعتراض فراوان ، در نهايت فروش كاست او آزاد اعلام شد . همين فعل و انفعالات سبب شهرت نام كايا گشت و كاست او با استقبال نسبتا خوبی مواجه شد. آلبوم دوم او ترانه ی شفق نام داشت . وجود شعری به همين نام از ﴿ اولكو تامر ﴾ كه به دليل داشتن افكار سياسی در انتظار اعدام بود ، موجب آوازه ی هر چه بيشتر كايا شد. اما كايا در سال ۱۹۸۷ در پی آشنايی با ﴿ يوسف هايال اوغلو ﴾ فصل جديدی را در زندگی هنری خود آغاز كرد . آلبوم بپا ميخيزيم كه بيشتر شعرهايش از هايال اوغلو بود در شرايط انسداد شديد سياسی تركيه ، او را در زمره ی خوانندگان برتر و معترض تركيه قرار داد . كايا در تمام سالهای خوانندگی با شعرای بزرگ تركيه همكاری كرد . علاوه بر هايال اوغلو ، بزرگانی همچون ﴿آتيلا ايلهان ﴾ و ﴿ اورهان كوتال﴾ از جمله شعرائی بودند كه كايا از شعرهای آنها استفاده ميكرد . لقب كايا "دموكرات خسته "بود كه برگرفته از كاستی به همين نام از او بود . حضور او در هر مكانی مشكلاتی را بوجود می آورد چرا كه با سخنانش مخالفان آزادی در تركيه را آزار ميداد . به همين جهت ، كايا سالها از اجرای كنسرت در داخل تركيه محروم شده بود . خود می گفت كاری خواهد كرد كه هيچ گاه از ذهن مخالفانش پاك نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد . يك بار در برنامه ای تلوزيونی اعلام كرد كفن خويش را هر زمان با خود حمل می كند و هر لحظه آماده ی مرگ در راه آزادی ست. كايا در سال ۹۸ در مراسم اهدای جايزه ی سال به برترينهای تركيه ﴿ جوايز انجمن روزنامه نگاران ﴾ اعلام كرد كه در آلبوم جديد خود ترانه ای كردی اجرا خواهد كرد و سپس كانالهای رسانه ای تركيه را تهديد كرد كه در صورت عدم پخش كليپ آن ، بايد پاسخگوی مردم باشند . همين مساله موجب گرديد كه مخالفان كردهای تركيه كه همان ملی گرايان افراطی آن كشور بودند ، اعتراض وسيعی به او نمايند . به دليل وقوع درگيری هايی در آن مراسم ، روز بعد دادگاه امنيتی تركيه كايا را احضار نموده و بازداشت كرد . ساعاتی بعد ، پس از اعتراض وكلای كايا ، او را به قرار وثيقه آزاد كردند چند ماه بعد از اين ماجرا ، كايا به قصد برگذاری كنسرت راهی فرانسه شد و به دليل جو نامناسب تركيه بر اثر غوغای رسانه های گروهی بر عليه اش ، تصميم به اقامت در آن كشور گرفت . او به كمك همسر ﴿ فرانسوا ميتران ﴾ رئيس جمهور فقيد فرانسه ، توانست اقامتی يكساله دريافت كند . در همين حال كايا در دادگاه تركيه به ده سال حبس بصورت غيابی محكوم گرديد . چند ماه پس از اين وقايع ، در صبحگاه ۱۶ نوامبر ۱۹۹۹ در سن ۴۲ سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاريس ديده از جهان فرو بست كايا در مجموع ۲۱ آلبوم از ترانه هايش به يادگار گذاشته است كه ۱۹ كاست قبل از مرگ و ۲ كاست بعدی پس از مرگش به كوشش همسر وفادارش منتشر شده است . معروفترين آلبوم او ﴿ ترانه هايم برای كوه ها ﴾ منتشر شده به سال ۹۴ نام دارد كه بيش از ۵/۱ ميليون كاست فروش كرد و جز پر فروشترين آلبومهای تاريخ موسيقی تركيه است . معروفترين اثر او ﴿ با گريه هايمان ﴾ از همين آلبوم است كه موافقان و حتی مخالفانش را به تحسين واداشت . شعر ترانه های او در قالب سبك ﴿ پروتست ﴾ ارائه شده و بدين سبب او را بنيانگذار سبك پروتست در تركيه ميدانند . آنچنان كه از لحاظ موزيك او را پايه گذار سبك موسيقی آزاد در تركيه می خوانند. رك گويی و جرات فراوان از مشخصه های بارز كايا بود . خود ميگفت كه هميشه بر لبه پرتگاه قدم ميدارد و از اين كار نيز هيچ ابائی ندارد . آرامگاه او در گورستان ﴿ پرلاشز﴾ پاريس واقع است . همسر او با بازگرداندن جنازه اش به تركيه مخالفت نمود و اعلام كرد كه تركيه شايستگی آن را ندارد كه مرد بزرگی چون او در خاك آن دفن گردد . شعار كايا احترام به عقيده و آزادی انديشه بود و عمر خود را نيز در اين راه نثار كرد . تاريخ تركيه ، كايا را بخاطر تاثيری كه بر موسيقی و فضای سياسی بر گرفته از آن گذاشت هرگز فراموش نخواهد كرد. و ترجمه ی قسمتی از اثر جاودان احمد كايا با عنوان ﴿ با غرور به جهان مينگرم ﴾ : ............... بيا تا بگويم از خورشيد درخشان خورشيد مردم قهرمان و از كار افتاده كه خاك با شهوت پايان ناپذيری به درونش ريخته است، اكنون گرم گرم ، اكنون خاموش ناپذير ، اكنون پر از ميوه های رسيده ، باغچه های بهاری خود را بر دنيا می گستراند ، و لبان معشوقه های زيبا روی ، ما را به عشق و مبارزه فرا می خواند ، نه بخاطر رسيدن كارد به استخوان ، نه بخاطر شليك تيری از كمان ، بلكه به خاطر پايان سلطنت بزرگان ، پايان ظلم ، به آرزوی روزهای روشن به اميد جهانی نو ، و صورتهايی كه حيثيت جسورانه ای دارند ، و جهانی كه همه را با ايمانشان به مبازه ميطلبد ، جهانی كه در برابر امپرياليسم ايستاده است ، و جوانان مبارزی كه با خنده به سوی مرگ ميشتابند. خروشان باد پرچم عظمشان ، روشن باد دل خسته مادرم كه با كينه ، به مبازه برخاسته است، دهان پر دردی كه دندانهايش فرو ريخته است ، وچشمانی كه آماده گريستن است ، و صبر بينهايتش كه كوه ها را ذوب ميكند ، و رحمتش ، يعنی انسانيت به تمام معنا . شسته شود ، پاك گردد در ميان نهرهای زلال و پايان پذيرد معاش سخت و طاقت فرسا ، پايان پذيرد نان گرم و پياز . عهد كرديم ، وفا كرديم ، سر داديم . دوستان ، آنكه مرده ، مرده است ، و ای دشمنان ، آنكه زنده است ادامه خواهد داد .

:: :: نويسنده : hevydar

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران