|
شعر ومتن کردی و فارسی
اصالت زبان و خط کردی از دیدگاه بزرگان دنیا
به ادامه مطلب.............بروید............................ مسئله يافتن ريشه قطعي زبانهاي عالم و ازآن جمله زبان كردي از دير باز تاامروز مورد اختلاف عقيده پژوهشگران بوده است ومي باشد درحاليكه اصولا تلاش براي رسيدن به آبشخور وتبار زبانهاي بشر در اين روز گار نه تنها نتيجه بخش نخواهد بود، بلكه تباه كردن وقت است واساس كل اين معما بر روند حركت طبيعي و قهري زبان هيچگونه تاثيري مثبت ندارد ودرحال حاضر انچه ازنظر علم زبان شناسي مورد انتظار وحائز اهميت است ،بررسي چگونگي وضع موجود زبانهاي عالم است . بنابراين درمورد زبان كردي نيز صرفنظر از پيشينه دور ودراز وتاريخچه كهن آن، به واقعيت انكار ناپذير وعيني وملموس اين زبان درروزگار فعلي بايد توجه نمود كه امروزه زبان كردي باانشعابهاي متنوع آن بالغ بر چهل ميليون نفر در نقاط مختلف عالم گويشور دارد وبعنوان يكي از زبانهاي فعال وزنده دنيا،درمجامع وسازمانهاي جهاني شناخته شده و نام آن ثبت گرديده است. زبانهاي كردي وفارسي ازيك ريشه موسوم به هند واروپايي ميباشند كه وحدت در ريشه دليلي بر لهجه بودن يكي از آنها نيست و حتي اگر بتوان يكي ازآنها را لهجه ديگري ناميد دليل ندارد كه كردي لهجه فارسي باشد وچه بسا اين رابطه ميتواند بالعكس باشد. (استرابون) مورخ باستاني ميگويد: « مادها وپارسها زبان يكديگر رامي فهميدند» ازاين گفته نتايج زير را ميتوان استخراج كرد.
1-زبان ماد بايد جدا اززبان پارسي بوده باشد 2-دو زبان ماد وپارس باهمديگر تشابهات زيادي داشته اند زبان فارسي به مرور زمان و درطول قرنهاي بعد از اسلام كم كم اصالت آريايي خود را با رواج لغات بيگانه درآن از دست داده است وبا كمي توجه ودقت معلوم ميشود كه هزاران لغت بيگانه از عربي وتركي گرفته تا انگليسي وفرانسوي وروسي به زبان فارسي وارد شده اند و همين امر باعث ان شد كه در سال 1999 سازمان علمي،فرهنگي، تربيتي ملل متحد(يونسكو) زبان فارسي را (سي وسومين) لهجه زبان عربي اعلام كند كه دراين مبحث موردتاكيد ما نيست بلكه تاكيد ما بيشتر روي اين مطلب است كه وقتي چند زبان جزو يك شاخه باشند آنكه اصيل تر مانده ريشه اصلي ميباشد در حقيقت با توجه به دلايل كافي ثابت ميشود كه اين زبان كردي است كه اصيلتر باقيمانده نه زبان فارسي. در قرنهاي 5و6 هجري ،تركيبي اززبان هندواروپايي وعربي درايران رايج شده بود،كه به قول (اشپولر): « اين مسئله بهاي رواني زبان فارسي بوده كه الزاما پرداخت شده تا بعنوان يك زبان فرهنگ اسلامي مورد قبول قرار گيرد» پس از استيلاي اعراب وانقراض سلسله ساساني زبان فارسي ازنظر افتاده و درقرن دهم ميلادي(977)و درزمان حكومت ديلميان ،لهجه فارسي قديم احياء شده كه همراه واميخته با كلمات عربي بود و بعدها علما وادبا هم بعضي ازكلمات واصطلاحات زبانهاي زند وپهلوي را درآن وارد كردند و بدين ترتيب زبان فارسي امروزي به وجود آمد كه حالا نيز ازهجوم واژگان و اصطلاحات وحتي جملات چون (استعمال دخانيات اكيدا ممنوع) كه كاملا عربي است وكلمات وعباراتي از زبانهاي فرانسوي وانگليسي، و... درامان نيست وايجاد فرهنگستان زبان فارسي نيز كمكي چندان قابل توجه به حل اين مسئله نكرده است. اما درمورد زبان كردي بايد گفت كه؛ به خاطر كوهستاني بودن مناطقي كه به اين زبان تكلم مي كنند ،اين زبان اصيلتر باقي مانده واز وارد شدن لغات بيگانه وخصوصا زبان عربي تا حد بسيار زيادي به دور مانده است وبسياري ازكلمات ان همان كلمات آريايي اند. قبل ازارائه مثالهايي براي مقايسه اصالت دو زبان كردي وفارسي، نظريات محققان ودانشمندان وزبان شناسان رانقل مي كنيم بهار درتوضيح مطلب فوق چنين مي نويسد: « طوايف كرد بدون ترديد از آن مردمي اند كه از روزگاران قديم در سرزمين خود كه بخشي از ايران است ،جاي گير بوده اند و گاهي دامنه چراگاه وخيمه وخرگاه خود را تا دشتهاي لرستان وجبال اصفهان و كوه كيلويه و سواحل خليج فارس مي گسترده اند وزبان وآداب آن مردم يكي ازديرينه ترين زبان وآداب ايراني است وشعر كردي يكي ازاقسام شعرهاي پنج هجايي قديم است ولغات آن قوم نيز يكي ازشاخه هاي زبان ايراني است وگزنفون نويسنده يوناني دركتاب خود(بازگشت ده هزار يوناني) ازاين مردم نام برده است ودركتيبه هاي پادشاهان آشور هم ذكري ازمردم(كردو) رفته است ودركتاب پهلوي(شهرهاي ايران) نيز ذكر(كوهياران كردو) كه همين كردها هستند آمده است.... طبري وابن خرداد به استخري به تفصيل ازآنان نام برده اند. (كردو)به فتح كاف و زيادتي (واو) به زبان آشوري به معني مقاتل وشجاع آمده است ودر يكي ازكتيبه هاي (سرجون)-ملك آشور-كه به خط ميخي آشوري است لغت (كردو) يا (كاردو) به همين معني استعمال شده است وبعيد نيست لغت(كردو) به معني شجاع نيز ازهمين اصل باشد. «سبك شناسي بهار ج1ص5-سبك شناسي بهار به نقل استخري،فصل فارس، طبري ج2 فصل سامانيان وتاريخ اللغات الساميه تاليف دكتر اسرائيل مصر» 2-مينورسكي براين عقيده است كه تمام لهجه هاي بازمانده زبان كردي، از زبان پايه قديم و نيرومندي نشات گرفته اند و آن زبان مادي است «مينورسكي به نقل از كردها-تركها-عربها» 3-پروفسور سايس مي گويد؛ مادها عشاير كرد بوده ودرشرق(يعني غرب ايران امروز) سكونت داشته اند وو لايات انها تا جنوب دریای خزر ادامه داشته وزبان آنها آريايي واز نژاد خالص آريايي است كرد وكردستان به نقل ازتحفه ناصري ص19 4-دار مستتر مستشرق فرانسوي اظهار ميدارد، زبان كردي مشتق اززبان مادي است كرد و كردستان،تحفه ناصري ص 20 5-هواردت و دار مستتر ازميان لهجه هاي متنوع زبان كردي،لهجه كردي مكري را نزديكترين لهجه به زبان مادي مي دانند، تاريخ مردوخ به نقل ازتحفه ناصري 6-سيسيل جي ادموندز مي گويد،به گمان من بنابر جهات وموجبات جغرافيايي وزبان شناسي مي توان گفت كه كردهاي امروزي نمايندگان مادها وسومين سلطنت بزرگ شرق هستند كردها-تركها-عربها ص13 7-دياكونوف بامعرفي سرزمين تاريخي ماد وذكر 12 ناحيه جغرافيايي اصلي استقرار مادها،دو بخش مركزي سرزمين ماد كه ازدرياچه اروميه تا بخشهاي علياي رود دياله ممتد بود يعني ناحيه شهرهاي كنوني مياندوآب و بانه وسليمانيه وذهاب وسنندج وبخش علياي رود دياله،آنچه درمثلث شهرهاي كنوني (سليمانيه وذهاب وسنندج)قرار دارد معرفي ميكند. تاريخ ماد ا.م دياكونوف ترجمه كريم كشاورز 8-ميجراد موندس(edmonds)محقق تاريخ كرد،درمقاله اي كه درمجموعه شماره 11 جمعيت آسياي مركزي انتشار يافته،مي نويسد، ديگر كاملا معلوم شده است كه زبان كردي يك لهجه از زبان فارسي نيست،بلكه زبان معروف وصاف آريايي است كه داراي خصوصيتي ممتاز ميباشد 9-دركتاب نفيس سرجان ملكم، به نام (History of Persian) چنين ذكر زبان ايرانيان رفته است: 10-دكتر احسان يار شاطر، درجلد مقدمه لغت نامه دهخدا دربخش زبانها و لهجه هاي ايراني چنين مينويسد: زبانهاي ايراني دسته اي اززبانهاي هند واروپايي اند كه با هم پيوند نزديك دارند . نام هند و اروپايي به گروهي اززبانهاي هم ريشه اطلاق مي شود كه امروزه ازهندوستان تا آمريكا گسترده است و درافريقا وقسمتي ازاستراليا نيز رواج دارد وازحيث وسعت وكثرت آثار واهميت تاريخي، مهمترين گروه زبانهاي عالم به شمار ميرود بعد ازمعرفي زبانهاي اين گروه مي گويد كه زبانها ولهجه هاي ايراني يكي از متنوع ترين دسته هاي زبانهاي هند و اروپايي به شمار ميروند. درتقسيم بندي زبانها ولهجه هاي ايراني كنوني دروهله اول آنها را بر حسب مشتركات، صوتي ولغوي و دستوري به دو دسته شرقي وغربي تقسيم ميكند؛ بعد از معرفي زبانهاي ايراني شرقي،اهم زبانهاي دسته غربي را چنين ذكر ميكند،1-بلوچي2-كردي3-ساحل درياي خزر و... . درتوضيح زبان كردي بحث را چنين ادامه مي دهد، كردي نام عمومي يك دسته زبانها ولهجه هايي است كه درنواحي كرد نشين تركيه وايران و عراق رايج است . بعضي ازاين زبانها رابايد مستقل شمرد،چه تفاوت آنا با كردي(كرمانجي) بيش ازآن است كه بتوان آنها را با كردي پيوسته دانست: دو زبان مستقل ازاين نوع يكي زازا است وديگر گوراني(درتوضيح اينكه نويسنده،اين دو لهجه زبان كردي را مستقل ازكردي ميداند بايد گفت كه ناشي ازعدم آشنايي كامل او به زبان كردي ولهجه هاي آن است و گرنه لهجه بودن آن بر هيچ كرد زباني پوشيده نيست وميتوان قضاوت درمورد اين مسئله را از زبان خود آنها شنيد ودردنباله مي نويسد زبان كردي با دسته شمالي لهجه هاي ايراني غربي بعضي مشابهات دارد واز زبانهاي مهم دسته غربي به شمار ميرود وصاحب اشعار وتصانيف وقصص سنن ادبي است .هرچند زبان كردي از حيث ساختمان مستقل است ولي زبانهاي اطراف در آن تاثير كلي كرده اند(كه اين تاثير كلي رابنده مشاهده نمي كنم وبايد آن را از آقاي احسان ياد شاطر پرسيد وگفته اش بايد دليل و سند داشته باشد).
بر اساس مردم شناسي وبررسي هاي جغرافيايي زبان شناسي، تاامروز تقريبا يقين شده است كه زرتشت كه به زبان مادي صحبت مي كرده، درمنطقه اي به دنيا امده كه به نام كردستان شناخته ميشود و زبانش هم بنابر نوشته هاي زند واوستا نزديكترين لهجه به زبان كردي است و چنانكه درمقايسه زير خواهد آمد اصلا زبان كردي است كه دراثر گذشت زمان تغييرات جزئي كرده است. «به طور خلاصه با استفاده اززبان كردي ميتوان به حداكثر مفاهيم مندرج در اوستا پي برد وكلمات را ريشه يابي كرد» اين نظريه از طرف (هوارتHuwart) و(دار مستترDor Mesteter) و برخي از متخصصين ديگر پيشرفت داده شده وتا اينجا اين نتيجه را گرفته اند كه زبان اوستايي زرتشت، زبان كردي ومادي است وزبان پارسي اين دوران(قديم) نيز همين زبان بوده كه در اثار موجود در پرسپوليس(استخر) ديده ميشود و تفاوتي كه درنتيجه اكتشافات بعدي حاصل شده اين است كه زبان كردي بر عكس زبان فارسي تعداد بسياري از كلمات عربي رادرخود جاي نداده است وحالت افعالي مترقي خود را حفظ كرده است.
11-درخاتمه نظريات دانشمندان ومستشرقين درمورد زبان كردي ،نظريه ميجرسون رانقل ميكنيم. اين شخص كه به اندازه يك كرد، كردي مي دانست و ازيك دانشمند كرد،اطلاعات بيشتري از زبان كردي داشت، مي نويسد، « زباني كه كرد با آن تكلم ميكند ،چنانكه بعضي ازسياحان كردستان مدعي اند، شكل عجيب و ناخوشايند و بي قاعده اي از لهجه ايراني نيست برعكس زبان كردي، گويش ممتاز وصاف اريايي از بين رفته است كه از آن زمان كه تاريخ حقيقي ايران،تبديل به بيان تصورات ونظريات اين وآن شد، تابه امروز دركوهستانهاي صعب العبور و سر به فلك كشيده كردستان ،به خوبي پاسداري گرديد، در ميان زبانهاي خاورميانه تنها اين زبان است كه به جز قبول بعضي ازتعبيرات ديني،خودرازا اختلاط بازبان عربي حفظ كرده است وكلمات قديم آريايي نشان ميدهند كه اين كلمات، بااينكه ازگويش ايرانيان خارج شده اند ،هنوز اكراد با آنها صحبت ميكنند. نكته حائز اهميت ديگر اين است كه زبان عربي حتي دررسم الخط وشكل لغات فارسي نيز تاثير گذاشت. مثلا در زبان عربي 4 حرف(پ چ ژ گ) وجود ندارد ،در زبان فارسي نيز بسياري ازكلماتي كه داراي اين حروفند،دگرگون شدند اما در زبان كردي اصيل باقي ماندند. مثالهاي زير دليلي براي اثبات مدعاي ماست: براي نشان دادن اينكه زبان كردي با اوستا وقديمي ترين كتابها وآثار موجود در ايران باستان يكي است ،صرفنظر از نظرات دانشمندان پيشين وجداي از مقايسات قبلي چند مثال زنده ديگر را در زير مي آوريم هرتسفلد نيز كه از شرق شناسان مشهور است ميگويد: « زرتشت از خانواده سپتامه ماد است كلمه سپتامه كه نام خانواده زرتشت است دربخش اول اوستا(گاثا) به صورت سپتمه) است.» (گاث) ها كه به بخش اول اوستا گفته ميشود، راز ونيازهاي زرتشت با خداوند است كه اين كلمه(گاس)درزبان كردي نيز دقيقا همين معني رادارد و به معني صدا زدن وطلب كردن كسي است. كلمه سپتمه نيز كه نام خانواده زرتشت است يك كلمه كردي است به معني نژاد سفيد است . مركب ازدو بخش ،سپي=سفيد، و تمه(توره مه)=نژاد
پلينوس بزرگ كه درسال 79-23 ق م ،زندگي مي كرد در كتابش به نام(تاريخ خورسكي) مي نويسد؛«زرتشت ازخانواده ماد است و اوستا را به زبان مادي نوشته است» . با توجه به نزديكي بسيار زياد زبان كردي به نوشته هاي مندرج در اوستا ميتوانيم نتيجه بگيريم كه ريشه زبان كردي ،زبان مادي است. در بررسي بعضي ازكلمات،معلوم ميشود كه كدام يك ازكهن تر ومعنا دار تر است. لغت(دژمن=دشمن) در زبان كردي از د و كلمه (دژ) به معني (ضد) و من ساخته شده است كه به معني (ضد من) است كه لغت هم دقيقا همين معني رادارا است اما دشمن نميتواند اينگونه باشد لغت(اسب) درتمام متون قديمي به صورت (اسپ) مشاهده ميشود.كلماتي همچون (دو درو مر) كه در زبان كردي به همين صورت كاربرددارند در زبان فارسي بعدها حروفي به آنها اضافه شده است تا جاييكه لغت سيمرغ درمتون قديمي به صورت سيمر آمده است ونشان ميدهد كه حرف غ بعدا به آن افزوده شده است ولغا ت فوق نيز به صورت دوغ دروغ مرغ درآمده اند كتابهاي نوشته شده به زبان پهلوي انسان راواقعا به اين انديشه وا ميدارد كه زبان پهلوي را به يقين زبان كردي امروز بداند زيرا الفاظ آن بسيار به كردي شباهت دارد مثلا(دينكرد) كه در قرن سوم هجري نوشته شده است واز تاريخ و ادبيات و سنن مذهبي زرتشت صحبت ميكند بعيد نيست كه همان (دين كرد) باشد وكتاب داستان (دينيك) كه باز درقرن سوم هجري تدوين شده در زبان كردي به معني(داستان يك دين) است براي مثال يكراز داستانهاي ان (باران مركوشان) است كه (مركوش) درزبان كردي به معني گوسفند كش ميباشد ومحتواي داستان نيز همين معني را مي رساند . كتاب (شكند كوماتيك وي جار) كه براي دفاع ازمذهب زرتشت نوشته شده است درزبان كردي به معني (اين بار همه را شكست داد) ميباشد وباتوجه به مضمون آن اين نام برازنده آن است كتابهاي فوق بيضافه اوستا وبنرهشن، ماريفه تي پيري شاليار، جلوه ومسحه فاره ش (كتابهاي مقدس كردهاي ايزدي) و پارسايان (كتاب كردهاي كاكه اي كه مربوط به آيين اهل حق مي باشد) را جزء اولين نوشته ها به زبان كردي مي دانند. درمورد اشعار كردي نيز كه گفته ميشود شعر كردي در اوزان شعر عرب سروده ميشود و منظورآنها اين است كه كردها تا حمله اعراب(مسلمانان) شعري نداشته وبعدها از روي اوزان شعر عربي براي خود شعر سرودند،لازم به توضيح است كه اسناد ومدارك زيادي وجود دارد كه ثابت ميكند كردها 2500 سال پيش صاحب شعر بوده اند و آثاري نيز از آنها بر جاي مانده است استاد انور مايي در صفحه 196 كتابش (الاكراد في بهونيان) مي نويسد، دكتر بلچ شيركو دريادداشتهايش نوشته كه شرق شناسي به نام(فليا مينوف) سنگ نبشته اي را درشمال ايران پيدا كرده است كه درآن دو بيت شعر ازشاعري به نام(بورابور) برجاي مانده است كه در سال330 قبل ازميلاد زندگي مي كرده است واشعار آن بدين صورت است: 1-اي كاش من وتو با هم بوديم و با هم به كوهستان مي رفتيم 2-بيا تا هنگام صبح با هم بيرون برويم وآوازي براي همديگر بخوانيم اين دوبيت شعر كه يكي ازقديمي ترين اشعار دنيا است داراي وزن مختص به خودميب اشند (دكتر سعيد خاني) نيز مي گويد: صدسال پيش قطعه اي چرم درغار(جيشانه) ي سليمانيه پيدا شده است كه برروي آن چند بيت شعر نوشته شده بود كه به حمله اعراب به مناطق كرد نشين وچگونگي غلبه انها بر زرتشتيان (كردها) اشاره ميكند و اين شعر نيز نشان ميدهد كه كردها قبل ازاسلام نيز مانندامروز شعر داشته اند. اين اشعار نيز كه مربوط به 1400 سال پيش است بدين صورت ميباشد:
1-معابد(مساجد) ويران شدند و آتش آتشكده ها خاموش و بزرگان خودشان را مخفي كردند. 2-عرب هاي ظالم همه چيز را خراب كردند گناه و پاله(نام دو مكان) تا شهرزور ويران شد 3-زنان ودختران را به اسيري ومردمان قهرمان وزبده درخون خودغلطيدند 4-دين زرتشت بدون پشتيبان مانده واهورمزدا به هيچ كس رحم نميكند
اين اشعار نيز داراي وزن كردي ميباشند وبه طوري پايه اشعار ديگر قرار گرفته اند . اين اشعار همچنان قسمتي ازتاريخ ماست ومي رساند كه كردها قبل ازاسلام مذهب زرتشتي اند وخود زرتشت كه مورخان زادگاه اورا جنوب درياچه اروميه مي دانند از طايفه مادها بوده است وبسياري ازاداب ورسوم آنها هنوز هم درميان اكثر كردها رايج است . ازجمله پوشيدن لباسهاي رنگي (مخصوصا ميان خانمها) يا سه گره زدن درشال وسه دور دستار بستن بر سر كه به نيابت از سه پند زرتشتي (كردار نيك،پندار نيك و گفتار نيك) ميباشد. نكته ديگر تقدس آتش ميان كردها است وحتي لغت(اجاق كور=كسيكه پسر نداشته باشد) رابطه تنگاتنگي با اين جريان دارد. به اين صورت كه زرتشتيان جداي از آتشگاه ها درخانه نيز آتش محافظت مي كردند ونمي گذاشتند كه خاموش شود ونسل به نسل اينكار ادامه مي يافت و اما فردي كه پسر نداشت بعد ازمرگش چون كسي نبودكه آتش خانه را روشن نگه دارد، خاموش ميشد وبه همين دليل او رااجاق كور(وه جاخ كوير) مي خواندند. سهشنبه 27 تیر 1391 :: 18:22 :: نويسنده : hevydar
درباره وبلاگ سلام به تمام هموطنای عزیز ایران!به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم خوشتون بیاد. موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها |
||
|
|